بعد از یه تاخیر طولانی
اینجا دیگه آپ نمی شه...![]()
اینجا دیگه آپ نمی شه...![]()
تا زلزله بعدی ![]()
![]()
![]()
۱ ساعت دیگه میریم خونه
شدم مثل شاگرد تنبلایی که همش چشمشون به ساعته که زنگ بخوره و برن خونه ![]()
واقعا می خواستم خودمو آماده کنم واسه سال دیگه بخونم ولی بازم خدا یه حال مشتی بهم داد.همیشه همین جوریه .تو لحظات سخت یهو ناغافل دستمو میگیره و کمکم می کنه و منو شرمنده این همه محبت .خدایا خیلی مخلصیم![]()
حالا می تونم با خیال راحت به خودم برسم به علایقم به چیزایی که فرصتش برام نبوده همش یا درس بوده یا کار ویا فکر و خیال و دغدغشون...
اولین تصمیمم اینه می خوام تو یه باشگاه توپ ثبت نام کنم عصرا برم و شیفت بعد از ظهر هم دیگه شرکت نمیرم و نصف روز واسه خودم زندگی می کنم .بابا من ۱ ماهه می خوام برم خرید وقت نمی شه.خیلی کار عقب مونده دارم راستی یه تصمیم دیگه هم گرفتم که واسه همه خیلی جالبه و کلی بهم خندیدن و مسخره بازی در آوردن
می خوام برم کلاس خیاطی![]()
![]()
هرچند که میگن بهت نمیاد از این کلاسا بری ![]()
ولی یه چند وقتیه حس می کنم واقعا علاقه دارم به خیاطی![]()
همین طور به آشپزی و تزیین منزل و سفره آرایی و شمع سازی ![]()
و واسه بچه ها هم میمیرم مخصوصا لپ هاشونو دلم می خواد بخورم واااای خدااااا![]()
![]()
فکر کنم دیگه وقتش خدا چرا حواست نیست؟؟؟؟؟![]()
![]()
![]()
اصلا تحمل ندارم .تحمل هیچکس رو ندارم مخصوصا آدمای خنگی که باید هر حرفی رو ۱۰ بار بهشون بگی
فقط خدارا شکر که من معلم نشدم وگرنه بیچاره دانش آموزام
به شدت حساس شدم و فوق العاده عصبی هی به خودم میگم درسته بعضی آدما واقعا نفهمن ولی من که نباید هی پارس کنم و پاچه بگیرم ولی اصلا فایده نداره ![]()
من : فامیلی شریفتون؟
///: خورشید سوار
من: عذر می خوام متوجه نشدم ؟؟؟؟؟؟
///: خورشید سوار
من: آها
(....)
: خوش به حالش سوار خورشیده ولی .....ش نمی سوزه؟
من در حالی که سعی می کنم جلوی خنده امو بگیرم : بی ادب![]()
(...) : 
و آشتی...
از دست مامانم که میگه حتما باید پاشی سحری بخوری عصبانی ام
از دست ساعت کوکی ام که خوابش میبره عصبانی ام
از دست راننده سرویس هایی که زودتر از ساعت مقرر از ایستگاه حرکت می کنن عصبانی ام
از دست راننده تاکسی هایی که یادشون میره اون پدال اولی از سمت راست که زیر پاشونه احتمالا به یه کاری میاد عصبانی ام
از دست رییسمون که عین جن بو نداده هر روز صبح اول وقت تو اداره است
عصبانی ام
از دست کارمندایی که هیچ وقت تو اتاق کارشون نیستن و همیشه باید یا دنبالشون بگردی یا انقد منتظرشون بمونی که درخت زیر پات سبز شه عصبانی ام عصبانی ام عصبانی ام

تا اطلاع ثانوی اینجانب خطرناک می باشم لطفا نزدیک نشوید...
خوشحال گوشی رو بر میدارم 
من : سلام
(...) : سلام گلم خوبی؟
من: خوبم مرسی تو خوبی؟
(...) :.......
من: 
از این حرفا ... بعد از ۱۰ دقیقه یهو...
من: 
(...):
من: 
(...):
من: 
(...) : 
من:
(...):
من:
(...):

من:

(...):
من:
تلفن بی خداحافظی قطع میشه...
عصر همون روز :
(...) :
من:
(...) :
من:
(...) :
من:
ما :
ما : 
1) زن: عزیزم امید وارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد.
2) مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟ 
روز زن
1)زن: عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی یک بوس کافیه
2)مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم آشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم؟) 
روز مرد
1) زن: وای عزیزم اصلا قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری بگیرم.
2) مرد: حالا اشکال نداره عزیزم، سال دیگه جبران می کنی (چه بوی غذایی میاد) 
40 روز بعد از تولد بچه
1) زن: وای مامانی بازم گرسنه هستی؟ (عزیزم شیر خشک بچه رو ندیدی؟)
2)مرد: با دهان پر(نه عزیزم ندیدم، راستی عزیزم شیر خشک چقدر خوشمزه است؟)
40 سال بعد
1)زن: عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ میشه ما پیر شدیم
2)مرد: یعنی دیگه کیک نخوریم ؟
2 ثانیه قبل از مرگ
1) زن: عزیزم همیشه دوستت داشتم
2) مرد: گشنمه 
وصیت نامه
1) زن: کاش مجال بیشتری بود تا درمیان عزیزانم می بودم و نثارشان می کردم تمام زندگی ام را!!
2) مرد: شب هفتم قرمه سبزی بدید! 
اون دنیا
1)زن : خطاب به فرشته ی مسئول: خواهش می کنم ما را از هم جدا نکنید، نه... نه... عزیزم... خدایا به خاطر من...
(و سر انجام موافقت می شه مرد از جهنم بره بهشت)
2)مرد: خطاب به دربان جهنم: حالا توی بهشت شام چی میدن؟
آخه چطوری؟کی؟کی؟![]()
![]()
![]()
واقعا آدم بی شعوری هست هر کی این کارو کرده
احتمالا یکی از همون بو گندوهای سیبیلو این کارو کرده که در موردشون نوشته بودم![]()
اونم خونه کی؟یکی از آشنایان دور که باهاشونم راحت نیستیم فقط جای شکرش باقیه که این خانواده دختر ندارن اگه داشتن که دیگه مصیبت بود هی باید با هم حرف می زدیم منم که حوصله ندارم یا باید هی به هم نگاه می کردیم و یه لبخند حواله می کردیم
جوجو هم که باهام قهر کرده میگه نرو آخه نمیشه که دست من که نیست تازه خودش تازه از سفر ۲ هفتگیش اومده بعد به من میگه نرو